همه چیز درباره ی هری پاتر
اگه درمورد هری پاتر اطلاعات ی خواین کافیه به وب من بیاین!هر چیزی که در مورد هری پاتر بخواین اینجا پیدا می شه!
سلام.بچه ها هرکی می خواد تبادل لوگو <object classid="clsid:D27CDB6E-AE6D-11cf-96B8-444553540000" codebase="http://download.macromedia.com/pub/shockwave/cabs/flash/swflash.cab#version=7,0,0,0" width="468" height="60"><param name=movie value="http://b.flashbanneronline.com/2011/09/shadidt4e51315215914.swf"><param name="quality" value="high" /><param name="menu" value="true" /><param name="scale" value="exactfit" /><embed src="http://b.flashbanneronline.com/2011/09/shadidt4e51315215914.swf" quality="high" pluginspage="http://www.macromedia.com/shockwave/download/index.cgi?P1_Prod_Version=ShockwaveFlash" type="application/x-shockwave-flash" width="468" height="60" menu="true" scale="exactfit"></embed></object><a hre
خوب دیگه!طبق معمول میخوام جدیدترین عکسارو بذارم! بفرمائین!نوش جان! چرا منو نگا میکنی؟خوب برو تو ادامه مطلب دیگه! سیلام بروبکس.ببخشین که طبق معمول دیر کردم! امروز بازم براتون از اما عکس آوردم. برین ببینینشون! بچه ها دن امروز جدیدترین عکس های اما رو آوردم که نبینی از دستت رفته......... راستی تو فشن تی وی هم اما رو با لباس طلایی یش چند بار نشون داده فکر کنم شما هم دیده باشید! اهم اهم سیلام برو بچ روزه نمازاتون مبارک یه سری عکس از اما واتسون گذاشتم که اگه تکراری بود باید ببخشید چون که تا راه بیفتم یه کوچول طول میکشه دیگه شما به بزرگی من ببخشید اها هر کی نظر نزاره خودم میام خفش میکنم......... خب دیگه یا علی امروز براتون چند تا عکس می ذارم از اما در آخرین مراسمشون(در واقع میشه گفت مراسم خدافظی)که داره گریه می کنه! بقیه شون تو ادامه مطلبن! در سایت سینمایی NextMovie از طرفداران پرسیده شده بود که کدام رابطه عاطفی بیشتر از همه حماسی است: رون و هرمیون یا ادوارد و بلا از گرگ و میش؟ این بار هم مانند همیشه مردم هری پاتر را انتخاب کردند. بیش از یکصد و پنجاه هزار نفر در این نظرسنجی شرکت کردند و رون و هرمیون با 59% آرا برنده شد! سایت NextMovie هم به دنبال این نتیجه، گفت که تصمیم گیری در این مورد برای آنها سخت بوده و هر دوی این مجموعه را بین نوجوانان محبوب قلمداد کرد. این سایت به وجود بحث و کل کل بین طرفداران این دو مجموعه هم اعتراف کرد! نظر شما چیست؟ به قول ماگل نت، اگر طرفدار هری پاتر نیستید، بهتر است از ثبت نظر خودداری کنید! نظر و رای یادتون نره ! راستی برای اینکه رمز پست بعدی رو داشته باشین قسمت زیر را هایلایت کنید: emma اهم اهم من رسما به خودم خوش امد میگم برای ورود گوهر بارم به وبلاگه رومینا جون سیلام دوستای رومینااااااااااااا چطور مطورین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ منم خوفم روزه و نمازاتون هم مبارک باشه خب حالا اول از همه اااااااااااااااااای خونه و دار و بچه دار زنبیلو وردارو بیارررررررررر نون خشکیه نون خشک اقا نظر فرهنگی نظر ابکی نظر چرت و پرت خریداریم نون خشکیه نووووووووووووون خشک اها دومین مطلب اینه که هر کی پاشو گذاشت تو وبلاگو به رومینا رای نداد حواسش باشه که خودم میفرستمش لا دست قربونش خب دیگه تموم شد حرفام دوستون دارم وفعلا باااااااااااااااای دوستای گلم سلام اگه از وبلاگ بنده ی حقیر خوشتون اومده! یه امتیاز مثبت بهم بدین! یکم پایین تر سمت چپ یه مستطیلیه که روش نوشته انتخاب بهترین وبلاگ روش کلیک کنین بعد خودش میگه که چه جوری باید رای بدین! دستتون درد نکنه دوست جونیام! فیلم سینمایی “زن سیاه پوش” (The Woman in Black) فیلمی ترسناک است که در آن دن ردکلیف نقش اصلی را ایفا می کند. حالا یک سری عکس جدید و ویدیوی تیزر تریلر آن منتشر شده است که در زیر می توانید آنها را مشاهده کنید. فیلمنامه این فیلم توسط جین گلدمن نوشته شده و کارگردانی آن به عهده جیمز وتکینز است. داستان فیلم در مورد آرتور، وکیل جوان انگلیسی است که از لندن به شهری در شمال شرقی انگلستان اعزام میشود تا در مراسم بخاک سپاری الیس شرکت کرده و مدارک مهمی را با خود بیاورد. او از رازهای تراژیک این منطقه که به آن اعزام شده هیچگونه اطلاعی ندارد اما دیری نمیگذرد که مجبور به کشف حقیقت در مورد ظهور ناگهانی شبح یک زن سیاه پوش و صداهائی که از داخل اطاقی که در آن قفل شده و رفتار عجیب ساکنین آنجا بپردازد. منبع:دمنتور بچه ها لطفا اگه واقا مطالب وب من براتون مفید بوده و ازشون خوشتون اومده لطفا رو کلید انتخاب بهترین وبلاگ در پایین صفحه کلیک کنید. باتشکر سلام به همگی! اول از همه ببخشید که طبق معمول دیر کردم پس برین تو ادامه مطلب!حالشو ببرین! قبلا به شما گفته بودم که جی.کی.رولینگ، نویسنده مجموعه کتاب های هری پاتر قرار است در برنامه ای در BBC با عنوان فکر میکنی کی هستی؟ شرکت کند. این برنامه به مهمانان خود کمک می کند تا در مورد اجداد خود اطلاعاتی به دست آورند. این رمان نویس در تحقیقات خود برای آن برنامه متوجه شد که لیزی، مادر مادربزرگش، سالومه، مادر مادرومادربزرگش و کریسشن، مادر مادر مادر مادربزرگش، بچه هایشان را به تنهایی بزرگ کرده بودند. لوئیسا، مادربزرگ مادری وی هم به نظر می رسد بدون ازدواج به دنیا آمده باشد. رولینگ که حالا میلیون ها پوند ثروت دارد، کتاب اولی مجموعه هری پاتر را بعد از طلاقش نوشت. آن هم در شرایطی که با فرزندش به تنهایی در ادینبورگ در فضایی سخت زندگی می کرد. این شرایط باعث شد دچار بیماری افسردگی شود. رولینگ گفت که از اینکه تمام مادربزرگ هایش تنها زندگی می کردند، تعجب کرده است.: “تا 20 سال پیش در وقت آزادم به تدریس و نوشتن می پرداختم و بسیار فقیر بودم. و مدتی بعد از اون هم مادری تنها شدم، به همین دلیل احساس نزدیکی با اجدادم می کنم.” در ضمن مشخص شد که برنامه ی BBC قرار است 26 مرداد از BBC One پخش شد. BBC One فقط بصورت محلی پخش می شود و از طریق ماهواره قابل دریافت نیست. منبع:دمنتور اینم چند تا عکس: نظریادتون نره!تافردا بای بای! نام :روپرت گرینت تاریخ تولد : 24 آگوست 1988 محل تولد : واتون ات استون روپرت مایکل گرینت در 24 آگوست 1988 در واتون ات استون واقع در هرتفورد شایر انگلستان به دنیا آمد . اگر چه پیش از ایفای نقش در سری فیلم های هری پاتر فقط یک کار نمایشی در مدرسه انجام داده بود اما توانست خودش را به عنوان یک بازیگر مطرح در سطح بین المللی نشان بدهد. وقتی که شنید برای بازی در فیلم هری پاتر و سنگ جادو تست گرفته می شود او نیز تصمیم خود را گرفت و بلافاصله به محل رفت اما بر عکس سایر بچه ها که برای گرفتن نقش هری پاتر آمده بودند او خیلی مصمم ایستاد و گفت که می خواهد نقش رونالد ویسلی را ایفا کند و خیلی زود هم نقش را تصاحب کرد . فیلم به موفقیتی عظیمی رسید و با دنباله هایی که برایش ساخته می شود ،روپرت گرینت 178 سانتی در عالم واقعیت هم به خاطر موهای قرمزش معروف است. اینم چندتا عکس: یادتون نره که هرروز یه سر به اینجا بزنید نظرهم حتما بذارین! دنیل جیکوب ردکلیف (به انگلیسی: Daniel Jacob Radcliffe) (زاده ۲۳ ژوئیه ۱۹۸۹ در فولام، لندن) یک بازیگر انگلیسی است که برای بازی در نقش هری پاتر در سری فیلمهای هری پاتر شناخته شده است. این فیلمها از روی سلسله رمانهایی به همین نام ساخته شده که توسط جی کی رولینگ نوشته شده است. دنیل تک فرزند آلن ردکلیف و مارسیا گریشام (یک بازیگردان که در چند فیلم از بی بی سی نیز همکاری داشته است) است. در سن ۵ سالگی علاقه خود را به بازیگری ابراز کرد. در دسامبر سال ۱۹۹۹ اولین فیلم خود را در برای بی بی سی در نقش دیوید کاپرفیلد اجرا کرد. در سال ۱۹۹۹ او برای بازی در سری فیلمهای هری پاتر انتخاب شد که از روی داستان موفقی از جی کی رولینگ نوشته شده بود. اولین فیلم او هری پاتر و سنگ جادو سال بعد از آن نمایش داده شد که از نظر مالی نیز موفقیتآمیز بود. در سال ۲۰۰۱ در فیلم هری پاتر و تالار اسرار در همین نقش دوباره ظاهر شد. او همین نقش را در سالهای ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ در فیلمهای هری پاتر و زندانی آزکابان و هری پاتر و جام آتش ادامه داد که در تمام دنیا موفقیتی دیگر در سری فیلمهای هری پاتر بود. فیلم دیگر ردکلیف هری پاتر و محفل ققنوس است که در سال ۲۰۰۷ به نمایش عمومی درآمد. دنیل رادکلیف دوران ابتدایی را در مدرسه خصوصی ساسکس درس خوانده است و در حال حاضر (سال ۲۰۰۶) در مدرسه همگانی شهر لندن (public City of London School) به ادامه تحصیل مشغول است. او از دو سگ به نامهای بینکا و ناگت نیز نگهداری میکند. او گیتار باس مینوازد و از طرفداران سبک راک است و به گروههای بیتلز و آرکتیک مانکیز (The Arctic Monkeys) گوش میدهد. همینطور که از طرفداران کلوب فوتبال فولهام است از تماشای مسابقات ماشین رانی فرمول یک نیز لذت میبرد. او برای گذراندن، تنیس روی میز و بازی رایانهای همراه دیگر دوستانش استفاده میکند. هم اکنون، درآمد او در حدود ۳۰ میلیون پوند است که یکی از پولدارترین جوانان انگلستان است. دنیل در مکانی به نام خانه دلمزا عضو است تا طرفدارانش به جای کادو تولد به این مرکز کمک کنند. او به تازگی اعلام نمودهاست که از کودکی دچار بیماری دیسپراکسیا بوده است[۱] 2006 2005 2004 2003 2002 2001 2006 2005 2004 2003 2002 2001 اما واتسون خوب بود؟ نظر بذارین!!!!!!!!! امروز براتون خلاصه ی هری پاتر و یادگاران مرگ رو می ذارم. داستان از خانه لوسیوس مالفوی آغاز میشود. جایی که لرد ولدمورت و مرگخواران نقشه به قتل رساندن هری پاتر را به دلیل بی اثر شدن جادوی باستانی مادرش در هفدهمین سالروز تولد او میکشند. در همین حال هری بهمراه رون و هرمیون به دنبال جان پیچهای ولدمورت (گنجینههایی که ولدمورت تکههایی از روح خود را در آنها برای رسیدن به جاودانگی گذاشتهاست) ماجراهایی را دنبال میکنند که به کشته شدن بعضی از شخصیتهای اصلی داستان میانجامد و در این راه هری به راز وسیلههای مرگباری که صاحبش را به قدرت ارباب مرگ بودن میرساند پی میبرد که آنها از ۳ چیز تشکیل شدهاند: در این کتاب درباره گذشته دامبلدور به این حقیقت پی میبریم که پدر دامبلدور، «پرسیوال»، جنون مشنگ آزاری نداشته و در «آزکابان» (زندان جادوگرها) مردهاست. همچنین مشخص میشود اسنیپ شخصیت منفوری نیست، بلکه در واقع طرفدار دامبلدور بوده که خود را در میان طرفداران لرد سیاه جازده بوده تا محفل ققنوس را از نقشهها با خبر کنند. اسنیپ به دست لرد ولدمورت برای بدست آوردن مالکیت ابرچوبدستی کشته میشود و به هنگام مرگ خاطرات خود را به هری منتقل میکند و در اینجاست که هری میفهمد اسنیپ علاوه بر اینکه همواره طرفدار او بوده، مادر هری را هم از صمیم قلب دوست داشته و در واقع عاشقش بودهاست وبعلت عشق به مادر هری سپرمدافع او نیز همشکل با مادر هری یک گوزن ماده بودهاست. غیر از اسنیپ تعداد زیادی هم در این قسمت کشته میشوند از جمله «هدویگ» جغد هری، الستور مودی، دابی جن خانگی، فرد ویزلی، ریموس لوپین، نیمفادورا تانکس و ... فصل آخر به رودررویی هری و دشمن اصلیش، لرد ولدمورت، میپردازد . و کتاب با این جمله تمام میشود: «۱۹ سال بود که جای زخم هری درد نگرفته بود.همه چیز عالی بود.» چند تا عکس هم براتون گذاشتم. یادتون نره هرروز بیاین اینجا.نظرهم حتما حتما بذارین! تا فردا بای بای! ازتون واقعا متشکرم که دفعه ی پیش نظر نذاشتین. از این ها گذشته امروز باز هم براتون عکس می ذارم. توی ادامه مطلب امروز براتون از کارگردان فیلم هری پاتر مطلب می گذارم: بهترین کار در سری فیلم های هری پاتر سپردن کارگردانی به دیوید یاتس است. او واقعاً توانسته کتاب را به فیلم تبدیل کند و دلیل اش هم احتمالاً ارتباط خوب اش با کتاب و درک تمام و کمال کتاب بوده است. کریس کلمبوس کارگردان دو قسمت اول واقعاً فیلم های بچه گانه ای ساخته بود. فیلم های او بیش از حد سرحال و شنگول بودند. بعد از اینکه کارگردانی قسمت های بعدی را به آلفونسو کواران سپردند فیلم در حد فیلم های اسکاری شده بود و یک دفعه تلخ و تاریک شد. هرچند که آزکابان عالی بود ولی خیلی «هنری» از آب درآمده بود و برای مخاطبان اصلی هری پاتر که مخاطب عام بودند جذاب نبود. بعد کار را به ماک نیوئل سپردند که کارگردان خیلی خوبی است ولی اوهم مثل کواران به درد فیلم های هری پاتری نمی خورد. سطح کار آنها از سطح هری پاتر بالاتر بود. سرانجام دیوید یاتس را پیدا کردند که همه از او راضی بوند مخصوصاً طرفداران کتاب که معتقد بودند فیلم های او با پیش ذهنیات آنها که بر اساس کتاب شکل گرفته شبیه تر است. در این قسمت آخر که نمی دانم دلیل اش چیست دیوید پیشرفت چشمگیری در کارگردانی داشته است. او توانسته تعدای زیادی از بهترین ها را به درستی راهنمایی کند و فضای فیلم را نه تیره و نه روشن بلکه خاکستری ترسیم کند که با فضای کتاب های هری پاتر واقعاً همخوانی دارد. طرفداران هری پاتر باید خیلی از او تشکر کند که چنین فیلم دست یکی تحویل آنها داده است. گویی هری پاتر دیوید یاتس را حسابی جادو کرده و باعث شده است او تا حد یک کارگردان درجه یک هالیوودی بالا بیاید.کارگردانی خارق العاده دیوید یاتس چیزی نیست که به این زودی ها از خاطر شما فراموش شود. خوب بود؟ دفعه ی پیشم گفتم اما عمل نکردید حالا هم می گم تو نظراتون بگین که دوست دارین درباره ی چه چیز هایی براتون مطلب بذارم! هرروز سری به اینجا بزنید . نظر یادتون نره!فعلا! من دو روز پیش نتونستم بهتون بگم ولی الان میگم: فیلم هری پاتر 7 قسمت دو دو روز پیش اکران شد! و دیگر فیلمی در کار نخواهد بود! ببخشین که دیر کردم. اینم چیزی پنجشنبه قولشو دادم. طرفداران «هری پاتر» منتظر نشست مطبوعاتی هستند که در آن جی.کی. رولینگ از برنامه آیندهاش پردهبرداری میکند. این نویسنده هفته پیش با سایت «پاترمور» بسیاری از طرفداران خود را قلقلک داد. در صفحه اول این سایت این جمله در کنار امضای رولینگ به چشم میخورد: «به زودی». تصویر دو جغد نیز در این صفحه دیده میشود که کلیک کردن روی آنها کاربر را به صفحه یوتیوب و یک کلیپ ویدیویی هدایت میکند. این کلیپ ویدیویی ساعتشماری را نشان میدهد که برعکس کار میکند و 11 صبح پنجشنبه 23 ژوئن (دوم تیر) صفر میشود. در صفحه «پاترمور» در سایت توئیتر نیز این جمله دیده میشود: «انگار جغدها خبر خوبی دارند.» تاکنون این جمله 75 هزار بازدید داشته است. در ادبیات غرب جغد نشانه خبر خوب است. تمام این اتفاقها موجب شده بازار گمانهزنی درمورد برنامه آتی نویسنده «هری پاتر» داغتر شود. این درحالی است که چند احتمال وجود دارد: این درحالی است که رولینگ تاکنون پاسخ واضحی درمورد نوشتن یا ننوشتن جلد هشتم نداده، اما دانیل رادکلیف که در اقتباسهای سینمایی «هری پاتر» نقش این جادوگر جوان را بازی کرده گفت: «فکر نکنم او «هری پاتر» دیگری بنویسد. مطمئن هستم رولینگ در سالهای آتی کتابهای بسیاری مینویسد. مطمئن هستم خیلی بیش از آنچه خواندهایم در ذهن دارد. اگر هری پاتر در آنها نباشد با علاقه بسیار کتابها را میخرم.» رولینگ نیز سال 2010 در گفتوگویی با اپرا وینفری گفته بود: «حتما میتوانم جلد هشتم و نهم و دهم و ... این داستان را بنویسم... اما به نظرم کارم با این داستان تمام شده اما کسی از آینده خبر ندارد.» این نویسنده در وبسیات خود نیز نوشته بود: «به اندازه هفت کتاب، داستان داشتم و هیچوقت فکرش را نمیکردم بیش از هفت کتاب بنویسم. شاید برای امور خیریه کتاب هشتمی بنویسم، اما این جلد هشتم دایرةالمعارف دنیای هری پاتر است و میتواند شامل تمام چیزهایی باشد که در کتاب نیست...تا ببینیم چه پیش میآید.» به هر حال تا آخر هفته و نشست خبری رولینگ باید صبر کرد تا دید خبر تازه برای طرفداران «هری پاتر» چیست. لطفا در نظر هایتان بگویید دوست دارید درباره ی چه چیز هایی برایتان مطلب بگذارم. هرروز سری به اینجا بزنید نظر هم یادتون نره! تا فردا بای! همون طور که دیروز گفتم امروز براتون درباره ی کوییدیچ می نویسم: کوییدیچ در زمین بیضی شکلی بازی میشود که در سمت شمال و جنوب آن، هرسه حلقه گل وجود دارد. این بازی هفت بازیکن دارد که یکی از سه حلقه تیمش مواظبت میکند تا بازیکنان حریف توپی را وارد آن نکنند. بازیکن مهاجم مسئول وارد کردن توپ سرخگون به داخل دروازه هستند. دو بازی کن مدافع وجود دارد که با چماقی چوبی، دو توپ آهنین و محکم بازدارنده را به سمت حریف پرتاب میکنند تا او را از مسیر منحرف کنند. آخرین بازیکن جستجوگر است که وظیفه دارد آخرین و چهارمین توپ را بگیرد... این توپ، توپ طلایی کوچک و بال داری به نام گوی زرین است که هر جستجوگری با گرفتن آن ۱۵۰ امتیاز نصیب تیم خود میکند و در عین حال گرفتن گوی زرین به منزله پایان بازی است. وارد کردن توپ سرخگون هم در یکی از سه حلقه حریف ده امتیاز به ارمغان میآورد. داوری کوییدیچ یکی از سختترین کار هاست. امروزه داوران در امنیت کامل هستند اما قبل از دهه ۱۹۸۰ داوران توسط طلسمهای بازیکنان و طرفداران تیم مورد هجوم قرار میگرفتند. اینم چند تا عکس: اینو هم بگم که من تا دمشنبه دیگر نمی توانم برایتان مطلب بگذارم. و این که دوشنبه در مورد هری پاتر8 برایتان می نویسم. راستی به نظرم بهتره یه کپی از مطلبم بگیرید وبعد اونو بخونید بهتره چون مطمئنم نمی تونین همه شو یه جا بخونین! از دوشنبه به بعد هرروز به این جا سر بزنید.نظر یادتون نره! تا دوشنبه خداحافظ!!!!!!!!!!!!!!!!!! واقعا خیلی ممنون که دفعات پیش نظر نذاشتید حالا از نظر نذاشتن شما ها که بگذریم امروز می خوام براتون چندتا از ورد های هری پاتر رو بذارم.بفرماین: این طلسم با نوری به رنگ سبز فسفری، قابل شناسایی است؛ فردی که با این طلسم، مورد حمله قرار گیرد، بی درنگ و بدون هیچ نشانهای میمیرد.(تنها نشانه وجود علامت سیاه در خون اوست) این طلسم از جملهٔ آن طلسم هایی است، که استفاده از آن توسط جادوگران، جرم محسوب میشود و غالباً توسط مرگخواران (طرفداران لرد ولدرمورت یا همان لرد سیاه)، اجرا میشود. تنها کسی که از آن جان سالم به در برده است، هری پاتر است که طلسم فقط توانسته زخمی را به صورت صاعقه روی پیشانیاش قرار دهد و این صاعقه، وسیلهٔ ارتباطی، بین هری پاتر و لرد ولدرمورت است. در اصل «آوادا کداورا» در زبان آرامی به معنی "بگذار آن چیز نابود شود" میباشد. طریقهٔ درست خواندن آن، «آبرا کادابرا» است. اینسندیو:آتش میزند تارانتالگرا:پاها خود بخود شروع بدویدن میکنند فاینیت/اینکانتاتم:خنثی کردن طلسمها سرپنسورتیا:ماری در جلوی شخص مورد نظر می افتد و به او حمله میکند اپاره سیوم:نمایاندن نوشته هائی که با مرکب نامرئی نوشته شده اند لوموس:پدیدار شدن نور نسبتاً ضعیفی در انتهای چوبدستی ریدیکیولس:خنده دار کردن شکلک لولوخورخوره ایمپریو :شخص طلسم شده را تحت فرمان طلسم کننده قرار میدهد ایمپرویوس:باعث میشود در هنگام باران ابی روی عینک نماند موبیلیاروس:جابجا کردن اشیاء دی سندیوم:جا بجا کردن اشیاء یا انداختن جسمی از جائی بجای دیگر نوکس:خاموش کردن نور چوبدستی فرولا:باند پیچی کردن موبیلیکورپوس:هدایت شخص مورد نظر مانند یک عروسک خیمه شب بازی مورس موردر:توسط مرگخواران برای بوجود اوردن علامت شو بکار برده میشود اسکرجیفای:تمیز کردن وسایل و همینطور ناپدیدکننده انها لوکوموتورترانک:بهوسیله ان اشیا را بلند میکنی و بمحل مورد نظر انتقال میدهی(جا بجائی اشیا) اونسکو:ناپدید کردن وسایل سی لنسیو:شخص مورد نظر قادر به تکلم نخواهد بود ریپارو:سر هم کردن جسم خرد شده ایمپدیمنتا:شخص مورد نظر در جایش میخکوب میشود و توانائی نزدیک شدن به شما را نخواهد داشت/در واقع یک طلسم بازدارنده است له جی لی منس:ذهن خوانی استیو پفای:بی هوش میکند فلگریت:ایجاد علامت روی مکان یا جسم مورد نظر مانند روی در ریداکتو:انفجار جسم یا شخص مورد نظر/البته ممکنست روی انسان اثرات متفاوتی بر جای گذارد کولوپورتوس:قفل کردن خود بخود در پروتگو:طلسم محافظت یا در واقع ضد طلسم/باعث میشود طلسمی که به سویت پرتاب شده به سمت پرتاب کننده اش بازگردد اوداکداورا(Avadakedavra):طلسم مرگ!/شخص مورد نظر را بلافاصله خواهد کشت و هیچ ضد طلسمی ندارد/ویدا اسلامیه ان را با عنوان:(اجی مجی لا ترجی) هم بکار برده است آناپندو:باز کردن مجرای تنفسی/این طلسم در کتاب 6 برای باز کردن راه تنفس یکی از دانش آموزان که غذا در گلویش گیر کرده بود بکار رفته است ابلیوی اَت:حافظهٔ طلسم شده را تغییر میدهد ریله شیو:اشخاصی را که مشغول دعوا میباشند از هم جدا میکند ترجیو:زدودن خون از بدن له وی کورپوس:طلسم غیرلفظی میباشد که باعث میشود فرد مورد نظر از مچ پا در هوا معلق نگه داشته شود لیبراکورپوس:ضد طلسم له وی کورپوس (دو طلسم قبل توسط اسنیپ اختراع شده اند) (غیر لفظی) مافلیاتو:صدای وزوزی غیر قابل شناسائی در گوش اشخاص مجاور ایجاد میکند و باعث میشود بتوانی بدون ان که کسی صحبتت را بشنود با کس دیگری صحبت کنی هومونوم ره ولیو:وجود شخص غریبه را در مکانی، مشخص میکند سکتوم سمپرا :در بدن شخص طلسم شده شکاف هایی مثل شکاف شمشیر ایجاد شده و تمامی خون فرد خارج میشود دیفندو:جدا کردن چیزی از جسم مورد نظر/بهعنوان مثال:کندن جلد کتاب از صفحاتش اوپاگنو:در کتاب 6 فصل 14 هنگامی که هرمیون میخواهد به پرنده هائی که از غیب ظاهر کرده دستور دهد به رون حمله کنند از این طلسم استفاده میکند لنگلاک:باعث میشه زبونت به سقف دهنت بچسبه و نتونی صحبت کنی اسپه سیالس ری وه لیو:طلسمی که اجزای سازنده یک سم را تجزیه میکند و باعث میشود ما بتوانیم اجزای سازنده سم را تشخیص بدهیم و پادزهر(نوشدارو) ان را بسازیم/احتمالاً نام علمیش:(جادوی افشاگر اسکارپین)میباشد ارکیدیوس:بیرون آمدن دسته گل از نوک چوب جادو (در کتاب چهار آقای اولیوندر از آن برای امتحان چوب جادوها استفاده می کند) آویس:بیرون آمدن پرنده از نوک چوب جادو (در کتاب چهار آقای اولیوندر از آن برای امتحان چوب جادوها استفاده می کند) کروشیو:طلسم شکنجه گر سکتوم سمپرا :طلسم معروف پروفسور اسنیپ که بعد از اجرای ان ظربات نامرئی شمشیر با بدن قربانی نقش میبندد و در صورت معالجه نشدن سریع، فرد سریعا تمام خون خود را از دست میدهد این طلسم در کتاب هری پاتر و شاهزادهٔ نیمه اصیل معرفی شد اگه یکم قروقاطی شده باید منو ببخشید.فردا میخوام براتون قوانین کوییدیچو بذارم. اینم عکسای امروز: هرروز سری به این وبلاگ بزنید.نظر یادتون نره تا فردا خداحافظ! امروز براتون دوتا خبر دارم اول اینکه درارلاندو پارکی ساخته اند به نام پارک هری پاتر که در آن هاگوارتز و هاگزهد را شبیه سازی کرده اند.جالب است نه؟اگر عکسی از آن جا پیدا کردم برایتان می گذارم . دوم اینکه:مطمئنم با شنیدن این خبر ازتعجب شاخ در می آورید : قدرتهای جادویی "هری پاتر" در میان صفحات سری داستانهای علمی تخیلی "جی.کی رولینگ" رشد کردند و در جدیدترین فیل سینمایی این سری از داستانها به اوج خود می رسند. با این حال اوج این قدرتها را می توان در جهان واقعی انسانها و در میان فناوری های جدید به خوبی مشاهده کرد. به گزارش خبرگزاری مهر، در واقع افراد عادی در جهان واقعی نیز چندان از هری پاتر داستانهای رولینگ عقب نیافتاده اند، ردای نامرئی کننده، میدانهای انرژی محافظت کننده و درگاه های پنهان از جمله ابزارهایی هستند که در جهان واقعی وجود دارند. راجر هیگفیلد، سردبیر مجله نیوساینتیست و نویسنده کتاب " دانش هری پاتر: جادو واقعا چیست؟" از میان تمامی جادوهایی که در سری کتابهای هری پاتر تشریح شده اند، امیدوار است روزی "معجون پولی جویس" که یک فرد را به فردی دیگر تبدیل می کند، به صورت عملی به واقعیت تبدیل شود زیرا به گفته وی در این صورت همه می توانند روزی به یک خواننده معروف تبدیل شوند و یا طعم رئیس جمهور بودن را بچشند. در ادامه برخی از تکنولوژی های جهان واقعی که در حال نزدیک تر شدن به توانایی های شخصیتهای تخیلی داستانهای رولینگ هستند، معرفی خواهند شد: عصای جادو در هیچ یک از داستانهای کودکان جادوگری بدون عصای جادویی وجود ندارد شاید در جهان واقعی عصاهای جادویی برای فراری دادن موجودات شبح مانند چندان کاربردی نداشته باشند، اما تولید کننده های اسباب بازی و بازی های کودکان از آن به خوبی استفاده می کنند. مثلا در اکتبر سال 2001 "ژن کورینک" عصای جادویی را تولید کرد که انرژی آن از باطری تامین می شد و با کمک گرفتن از فناوری فروسرخ و شناسایی آوا، این عصا نسبت به حرکات مچ دست کودک واکنش نشان می داد. با این حال رشد سریع فناوری های تعاملی و پیچیده تر شدن آنها چنین اسباب بازی هایی را ساده و پیش پا افتاده جلوه می دهد. برای مثال "ویی موشن پلاس" نینتندو و "کینکت" مایکروسافت جادوی تکنولوژی را در جهان واقعی به خوبی به نمایش گذاشته اند. جاروی پرنده جاروهای پرنده یکی از اساسی ترین ابزارهای جادوگر بودن در داستانهای تخیلی است که می توان مفهوم آن را در جهان واقعی به پروازهای شخصی تغییر داد. شاید هنوز جاروی پرنده ای ابداع نشده باشد اما فروش نمونه پیچیده تر و قدرتمندتر آن در قالب جتهای پوشیدنی با قیمت 80 هزار دلار در جهان واقعی آغاز شده است. شرکت هوایی مارتین در نیوزیلند که سازنده این جتها است می گوید ابداع این شرکت می تواند با سرعت 96 کیلومتر بر ساعت، تا مسافت 48 کیلومتر و تا ارتفاع دو هزار و 337 متری پرواز کند. قبای نامرئی کننده در سری داستانهای هری پاتر وی از این قبای نامرئی کننده برای پرسه زدن پنهانی در گوشه و کنار مدرسه استفاده می کند و در حالی که به نظر می رسد این ابزار تخیلی به جز در جهان تخیلی جادوگری نمی تواند وجود خارجی داشته باشد، قبای نامرئی کننده به زودی به واقعیت تبدیل خواهد شد. متاماده ها ابزارهایی هستند که انسانهای عادی را به داشتن چنین قبایی نزدیکتر می کنند. این مواد ساخته دست بشر قوانین فیزیک را به بازی گرفته و نور و صوت را به شکلی غیر عادی از مسیر اصلی خود منحرف می کنند. دانشمندان تا کنون توانسته اند با استفاده از این مواد اجسام زیادی را در مقیاس نانو نامرئی کنند. به تازگی نیز دانشمندان دانشگاه سنت اندروز در اسکاتلند موفق به ساختن متافلکس شده اند، متا مواد قابل انعطافی که می تواند خواص نور مرئی را تغییر داده و اجسام را نامرئی کند. درگاه پنهان هری و دوستانش برای سوار شدن به قطاری که آنها را به مدرسه می برد باید از درگاهی جادویی در سکوی 3/4 9 ایستگاه گینگز کراس عبور می کردند. درگاهی که دانشمندان چینی در تلاشند آن را به واقعیت تبدیل کنند. دروازه الکترومغناطیسی قابل تنظیم طرحی از دروازه ای پنهانی از جنس مواد پیشرفته و پیچیده است که توسط دانشمندان دانشگاه فودان در شانگهای و هنگ کنگ در دست ساخت است. متاموادی که در ساخت قبای نامرئی کننده مورد استفاده قرار می گیرند می توانند امواج الکترومغناطیسی را مسدود کنند اما به دیگراجسام اجازه دهند تا عبور کنند. ایده چینی ها دسته ای از رشته های فریت در یک کریستال مغناطیسی نوری است که می توانند دروازه ای پنهان را به وجود آورند و با تغییر دادن میدان مغناطیسی می توان آن را باز و بسته کرد. روزنامه ای با تصاویر متحرک در جهان جادوگران رولینگ مطالب روزنامه سیاه و سفید "دیلی پرافت" به همراه عکسهایی چاپ می شوند که می توانند حرکت اجسام را برای چند ثانیه نمایش دهند. ابزارهای عمومی مانند تلفنهای هوشمند در جهان واقعی می توانند به مدتی نامحدود تصاویر متحرک نمایش دهند، اما نمی توان آنها را مانند روزنامه تا زد و یا لوله کرد. سالها پیش پروژه FlexiDis با حمایت مالی اتحادیه اروپا تلاش خود را برای تولید نمایشگرهای قابل انعطاف با وضوح بالای تصویری آغاز کرد که نتیجه آن ارائه شیوه ای به نام EPLaR بود، شیوه ای که با کمک آن ریز قطعات الکترونیک بر روی رشته های پلاستیکی منعطف قرار می گیرند و از این صفحه های پلاستیکی می توان در ساخت نمایشگرهای قابل انعطاف استفاده کرد از آن پس تولید کننده های الکترونیک رقابت بر سر تولید ابزار الکترونیک باریک را آغاز کردند، LG از جمله شرکتهایی است که به تازگی روزنامه الکترونیکی قابل انعطاف و سیاه و سفیدی را با استفاده از ورقهای نازک فلزی تولید کرده است. ماشین پرنده این ایده در دومین سری از داستانهای هری پاتر دیده می شود، زمانی که هری و دوستانش نمی توانند خود را به قطار مدرسه برسانند. ایده ای که شرکت Terrafugia در سال گذشته نمونه ای سبک، ورزشی و قانونی آن را ارائه کرد. ایده اصلی به وجود آوردن گزینه ای ایمن برای خلبان است تا در صورت بد بودن هوا بتواند بر روی زمین فرود آمده و بقیه مسیر را در جاده براند. شرکت بین المللی مولر نیز در حال ساخت هواپیمای عمود پروازی به نام Skycar است که از سوخت زیستی تغذیه کرده و به خودرو نیز تبدیل می شود. پنزایو پروفسور دامبلدور، دوست و مربی هری پاتر حوضچه سنگی به نام "پنزایو" داشت که به افراد مختلف امکان می داد خاطرات خود را به شکل واقعیت مجازی بازبینی کنند. دو سال پیش نیز شرکت IBM در جهان واقعی کد نرم افزاری به همین نام ارائه کرد که می توانست به افرادی که به دلیل سرریز شدن اطلاعاتی از به یاد آوردن نام افراد یا اشیا، گفتگوها و جزئیاتی که به مرور زمان به فراموشی سپرده می شوند عاجر بودند، کمک کند. "سازماندهنده شخصی خاطرات" اطلاعات به ثبت رسیده بر روی گوشی های تلفن همراه را جمع آوری کرده، آنها را نامگذاری کرده و بر روی سیستم رایانه ای مجهز به فناوری شناسایی نوری بارگذاری می کند. به این شکل افراد می توانند با تایپ کردن یک نام تمامی اطلاعاتی را که درباره آن به ثبت رسانده است را مشاهده کند و یا رویدادهایی که در ملاقات پیشین با فرد روی داده است را به یاد آورند. خوب اینم از عکسای امروز نظر یادتون نره و هرروز سری بزنید تا فردا خدافظ! هرروز سری بزنید چون هرروز مطالب جدید می نویسم نظریادتون نره دوستان سلام من رومینا هستم و امیدوارم از وبلاگم خوشتان بیاید. فروش جهانی فیلم 7 -قسمت اول فروش جهانی قسمت اول فیلم هفتم "هری پاترو یادگاران مرگ"از مرز903میلیون دلار گذشت.در مجموعه فیلم های هری پاتر تا به حال، فیلم اول یعنی "هری پاتر و سنگ جادو (جادوگر)" با 974 میلیون دلار هم چنان پرفروش ترین فیلم مجموعه باقی مانده است. در حال حاضر در مجموعه ی هفت فیلم هری پاتر از نظر فروش کل، "هری پاتر و یادگاران مرگ - بخش اول" پس از "سنگ جادو"، "محفل ققنوس" و "شاهزاده ی دورگه" در رتبه ی چهارم قرار دارد. تنها 31 میلیون دلار دیگر تا رد کردن رتبه ی "شاهزاده ی دورگه" باقی مانده اینم چند تا عکس برای شما: نویسنده:رومینا دوشنبه 20/4/1390ساعت5ب.ظ
داشته باشیم این کد رو بذاره تو وبش بعدش کد لوگوی خودشو هم به من بده.اینم کد لوگوم:
و اگه کسی وبلاگش به هم ریخت این کد رو بذاره:
::ادامه ::

::ادامه ::
یه خبر بد
براتون دارم!
اعلام کرده که
می خواد
با دوست دخترش
همون دختر زشته که عکسشو گذاشتم
ازدواج کنه!




::ادامه ::






::ادامه ::

::ادامه ::








ولی الان یه عالمه عکس براتون آوردم! ![]()
![]()


::ادامه ::
با وجود اینکه این قسمت چندین ماه است که در انتظار پخش است و هنوز به نمایش در نیامده، رولینگ به گفتگو با رادیو تایمز پیوست و بعضی از اطلاعاتی که در مورد اجدادش پیدا کرده بود را فاش کرد:






نام اصلی
دنیل جیکوب ردکلیف
زمینه فعالیت
بازیگر
ملیت
انگلندتولد
۲۳ ژوئیهٔ ۱۹۸۹ (۲۱ سال)
لندن، انگلستانسالهای فعالیت
۱۹۹۹ - تاکنون
وبگاه رسمی
www.danradcliffe.co.uk
زندگی نامه
کودکی
فعالیتها
زندگی شخصی
جایزهها
نامزد
برنده
واینم چند تا عکس خوسمل:



خوشتون اومد؟
نظرحتما حتما بذارین!تا فردا بای تاهای!



![]()
![]()
نام کامل: اما شارلوت دوره واتسون
لقب: ام
قد: 1.65 متر
اما شارلوت دوره واتسون، متولد 15 آوریل 1990 ، بازیگری بریتانیایی است که نقش هرمیون گرنجر را در فیلمهای هری پاتر بازی می کند.
بیوگرافی
ابتدای زندگی
اما واتسون فرزند بزرگتر کریس و ژاکلین واتسون است، که هر دو وکیل هستند و اکنون از هم جدا شده اند. او برادری کوچکتر به نام آلکس دارد. او با والدینش در آکسفورد انگلیس زندگی می کرد و در دبیرستان مشهور The Dragon School در آکسفورد تحصیل می کرد.
قبل از شرکت در فیلمهای هری پاتر، تجربة اما واتسون بسیار کم بود، که فقط شامل تئاتر های درون مدرسه ای می شد، "مثل تئاتر آرتور: سالهای جوانی و پرنس شاد". فعالیت های دیگر مدرسه ای او شامل شرکت در مسابقة شاعری Daisy Pratt در سن هفت سالگی است که او در آن مسابقات مقام اول را کسب کرد.
زندگی کاری
اما واتسون در 10 سالگی شروع به بازی در فیلمهای هری پاتر، در نقش هرمیون گرنجر کرد و زمانی که فیلم هری پاتر و سنگ جادو به نمایش در آمد، او 11 ساله بود. از آن زمان او در همة سری فیلمهای هری پاتر ایفای نقش کرد. این فیلمها عبارتند از: هری پاتر و تالار اسرار (2002)، هری پاتر و زندانی آزکابان(2004) و هری پاتر و جام آتش(2005).
طرفداران هری پاتر نظرات گوناگونی دربارة نمایش واتسون از هرمیون دارند. برخی فکر می کند که او برای این نقش عالی است؛ دیگران این عقیده دارند که او نمی تواند سستی ها و کاستی های هرمیون را نشان دهد، و به این اعتراض می کنند که اما واتسون بیش از حد برای ایفای نقش هرمیون زیباست.... در این سری کتاب ها از هرمیون فقط با چهره ای ساده ( نه زیبا و نه زشت) یاد شده است. در هر حال فیلمها، با موافقت رولینگ، هرمیون را در کنار موهای پرپشت و عادت کتابخوانی اش، همان طور که هری و رون در مراسم یول بال متوجه می شوند، دختری زیبا نشان می دهد. (با این وجود هنوز یک مقالة روزنامة دیلی پرافت (پیام امروز) نوشتة ریتا اسکیتر هرمیون را این گونه معرفی می کند: دختری با چهره ای ساده ولی جاه طلب) فیلمنامه ها نیز بین هری، رون و هرمیون رابطة حسی متفاوتی را نسبت به کتاب نشان می دهند.
در 15 سالگی اما واتسون تبدیل به جوانترین فردی شد که عکسش روی جلد مجلة Teen Vogue رفته است. او به همراه پیرس بروسنان، کنت براناف و سامانتا مورتون عضو هیئت داوران انتخاب فیلمساز برتر نوجوان در مراسم First Light Film Award در لندن بود. در فوریة سال 2006 واتسون فیلمرداری اصلی فیلم هری پاتر و محفل ققنوس را آغاز کرد (این فیلم قرار است 13 جولای 2007 به نمایش در بیاید.) که در آن فیلم او نقش خود را به عنوان باهوش ترین جادوگر دوران خودش تکرار می کند. او در فیلم کوتاه کیف دستی ملکه، که برداشتی از فیلم هری پاتر است، نیز نقش هرمیون را بازی کرده است، این فیلم کوتاه به مناسبت هشتادمین سالگرد تولد ملکه ساخته شد.
با این که فیلم های هری پاتر تنها تجربة سینمایی او هستند، او ابراز علاقه کرده تا حرفه اش را در دیگر فیلمها نیز گسترش دهد. هرچند که او گفته که بعید است این اتفاق پیش از اتمام فیلمهای هری پاتر رخ بدهد.
زندگی شخصی
او یک ورزشکار مشتاق است که به هاکی، تنیس و چندین ورزش دیگر علاقمند است. زمانی که در سر صحنة فیلمبرداری است، زمان خود را با بازیهای کامپیوتری و تنیس روی میز می گذراند. خوانوادة او دارای دو گربه با نامهای بابلز و دومینو است. در سال 2003 او وارد مدرسة دخترانة Headington در آکسفورد شد. علاقة او به موسیقی شامل خواندن، موسیقی هیپ هاپ، موسیقی بلوز، و موسیقی راک کلاسیک می شود و خوانندگانی از امینم گرفته تا اریک کلاپتون و نلی فورتادو را در بر می گیرد.
در آگوست سال 2006 اعلام شد که اما واتسون بالاترین نمرات را در امتحان دیپلمش کسب کرده که شامل 8 نمرة A+ و دو نمرة A است.
جوایز
جوایز کاندید شده:
Saturn Award برای فیلم هری پاتر و سنگ جادو
Empire Award برای فیلم هری پاتر و سنگ جادو
American Moviegoer Awards بهترین نقش مکمل زن، سال 2002
Young Artists Awards بازیگر نقش اول جوان در یک فیلم سینمایی، 2002
Young Artists Awards بهترین گروه در فیلم سینمایی، برای فیلم سنگ جادو
Broadcast Film Critics Association Awards بهترین بازیگر جوان، 2004
Broadcast Film Critics Association Awards بهترین بازیگر جوان، 2005
جوایز برنده شده
Otto Awards بهترین ستارة زن فیلم (نقره)، سال 2003
Phoenix Film Critics Society بهترین بازیگر زن نوجوان برای فیلم تالار اسرار
مجلة Total Film ، اجرای نوجوان سال، سال 2004
نظرسنجی هفتگی بازیگر محبوب شبکة CBS ، هفته های زیاد
Otto Awards بهترین ستارة زن فیلم (طلا)، سال 2006
جزییات
برادر کوچکتر او با نام الکس 3 سال کوچکتر از "اما" است.
دربارة نقشها می گوید:" حالا که نقش هرمیون فین فینی، رییس منشِ و تر و تمیز رو بازی کردم، دوست دارم نقش یه دختر دبیرستانی آمریکایی رو بازی کنم. دوست دارم توی همة شخصیتها و تمام عقیده ها نقش بازی کنم، ولی احتمالا فعلا باید همین هرمیون رو بازی کنم."
کتاب مورد علاقة او هری پاتر و زندانی آزکابان است.
در 13 سالگی، درست زمانی که تازه 10 ماه از ورود او به دورة نوجوانی گذشته بود، در سال 2004 او به عنوان دهمین نفر بین "داغ ترین ستاره های زن" شناخته شد.
نام او بر اساس نام مادر بزرگ پدری اش انتخاب شد که پس از ازدواج نامش تبدیل به "اما شارلوت دوره واتسون" شده بود.
شایعه شده بود که در طول فیلمبرداری فیلم هری پار و تالار اسرار در سال 2002، مچ دست او شکسته است. البته این شایعه بعدها تکذیب شد.
درست در همان روزی به دنیا آمده است که "اما تامسون" بازیگر نقش پروفسور ترلاونی به دنیا آمده است.
کمی فرانسوی بلد است.
او و همکاران هری پاتری اش، دانیل رادکلیف و روپرت گرینت، در سال 2005 و در مجلة Entertainment Weekly رتبة نهم را در بین بهترین ستارگان کسب کرد.
گفته های شخصی
سخت ترین صحنه": نویل با قورباغه اش ترور اومد و بهم گفت که " می خوای برای شب بخیر ترور رو ببوسی؟" هر دفعه اون اینکارو می کرد من به خنده می افتادم. قرار بود یکی از اون نگاههای چپ چپ بهش بندازم ولی نمی تونستم جلوی خودمو بگیرم. هشت تا برداشت طول کشید تا بالاخره تونستم این کارو انجام بدم."
"دیدن من توی یه فیلم اکشن باور نکردنیه! در عرض چند ماه تمام نی نی کوچولو های کشور سرم رو می برن!"
دربارة "بوسیدن" دیگر بازیگران سر صحنه می گوید:" وای خدا، محاله، محاله. این تو قرارداد من نیست!"
" دوستام با شهرت من خیلی راحت هستن، فقط اونا واقعا کنجکاون، اونا خیلی سوال می کنن..."
دربارة اینکه چطور شخصیت او، هرمیون گرنجر، به بلوغ رسیده می گوید:" اون پر جنب و جوشه. اون با انرژیه. قدرت دخترونه!"
دربارة این که خبرنگاران چندین و چند بار یک سوال را تکرار می کنند می گوید:" خوبیشون همینه! اونها سوالهاشون عین هم دیگه است و تو هم می تونی جوابهای تکراری بدی. دیگه لازم نیست فکر کنی، می تونی بشینی مثل یک نوار ضبط شده حرف بزنی..."
دربارة کار کردن با پسران می گوید:" دوست دارم توی یه جای مختلط هم باشم. معلومه که دن و روپرت به اندازة کافی سهم خودشون رو توی نظراتی که می گن من دخترونه رفتار می کنم دارن، ولی اینا همش سرگرمیه."
"امیدوارم زیاد کله گنده نشم. من دوست دارم سرم به کار خودم باشه و بچسبم به دوستا و خونواده ام و سعی کنم یه زندگی عادی داشته باشم."
" من عاشق مد هستم. به نظر من این خیلی مهمه، چون این طوریه که آدم خودش رو به دنیا نشون می ده."
دربارة بازیگری مشهور بودن می گوید:" بیشر مردم خیلی مهربونن ولی بعضی ها زل می زنن به آدم، انگار تو رو تو باغ وحش به نمایش گذاشتن و تو یه آدم واقعی نیستی و احساسات نداری. حتی وقتی تو تمام زرق و برق و توجه و مراسم ها و بقیه رو ول کنی، آخرش بازم من دارم بازیگری می کنم."
"هرمیون همه اش از این کلمات بزرگ دراز و با تلفظ سخت استفاده می کنه. نصف وقتا من نمی دونم اون می خواد چیکار کنه!"
"شاید یه روزی 100 سالم بشه و بیفتم روی تخت..... ولی هنوز به اینکه یه عضوی از فیلمهای هری پاتر بودم کلی افتخار می کنم."
دربارة همکارانش دانیل رادکلیف و روپرت گرینت که نقش هری و رو را بازی می کنند می گوید:" بیشتر از یه دوست معمولی. اونا می شن مثل برادر. یا خواهر، نمی دونم. در واقع من اونها رو مثل پسرای معمولی نمی بینم. در واقع اصلا نمی تونم تصورش رو بکنم که بخوام با اونها "قرار و مدار" بذارم. برای اونها مثل دوستای صمیمی هستن. من می تونم بدون هیچ منعی با اونها بگم و بخندم. واقعا خیلی از اونها خوشم میاد."
"هرمیون یه دیکشنریه – اون از کلمات بزرگی استفاده می کنه که من متوجه نمی شم."
"هرمیون مثل نوکر پر روی معلم هاست که عشق مدرسه رفتن داره، و خیلی دختر مامانی ایه. اون یه خورده اعصاب خورد کنه، ولی خیلی..... اون واقعا خورة کتابه.... واقعا سخت بود که برای شیش ماه تنها دختر توی یه فیلم باشی. هرمیون همیشه باید دماغش رو به بالا باشه. فکر کنم کل شخصیتش همینه. اگه اینطوری نبود اون عادی می شد و این شخصیت اون رو می سازه. اون همش تو این حالته که "من درست می گفتم و تو اشتباه می کردی." من از همینش خیلی خوشم می یاد.... بعضی وقتها حرفهاش رو که می خونم نمی فهمم و آخرش با خودم می گم الان چه فکری داره تو سرش می گذره!!... هعرمیون کیه کار هوشمندانه می کنه، مثلا دکتری، چیزی می شه، یا اینکه خیلی علمی میشه.... من مطمئنم هرمیون مجرد می مونه... خیلی ایراد گیره.... و معتاده به مدرسه. همیشه به رون و هری دستور می ده. و به نظر من واقعا از این کار لذت می بره. تنها دختر باشی خیلی خوش می گذره.... هرمیون فوق العاده است!"
"فکر می کنم بازیگری خارج از دنیای هری پاتر با تجربة من خیلی فرق داشته باشه، من نمی خوام هری پاتر آخرین کاری باشه که انجام می دم."
"کارهای غیر معمول تری هم باید انجام می دادم...... مثلا تو یه صحنه گربه می شدم. من خیلی از اون خوشم اومد، آخه من خودم و خونه دو تا گربه دارم."
"من عشق کتاب نیستم، عشق مدرسه و مشق هم نیستم، عشق تو دردسر نیفتادن هم نیستم."
"من همیشه از بازیگری و خوانندگی و اجرا و بحث خوشم می یومد. اما به این فکر نبودم که شهرت هم با این چیزها به وجود می یاد. هیچوقت از اون بچه هایی نبودم که دوست دارن همه اسمشون رو بدونن."
"سه تا فیلم طول کشید تا هرمیون شلوار بپوشه. تا از ردا با آستین های تنگ و زبر در بیام. هورا!"
"برای گریه کردن قبل از رفن سر صحنه باید کار رو شروع کنی، اونقدر چشمهات رو باز نگهداری که ازشون اشک بیاد. برای لبخند زدن: فقط باید به یه چیز شاد فکر کنی، معمولا مخلوطی از برادپیت و شکلات من رو خندونه!"
در پایان ۱۹ سال بعد هری و جینی ویزلی ازدواج کرده و سه فرزند با نامهای جیمز، آلبوس-سوروس و لیلی دارند و در کنار آنها هم رون ویزلی و هرمیون گرنجر هم با هم ازدواج کرده و دو فرزند دارند و هری پدر خوانده فرزند لوپین، «تد لوپین» شدهاست.










::ادامه ::


















بازیکنان کوییدیچ [ویرایش]
قوانین کوییدیچ [ویرایش]
خطاهای کوییدیچ [ویرایش]
داوری کوییدیچ [ویرایش]









ریکتو سمپرا:خنده اوراینکار سروس:بدن شخص مورد نظر طناب پیچ خواهد شد
اپیسکی:ترمیم بینی و جلوگیری از خونریزی ان/احتمالاً برای سایر قسمتهای بدن هم کاربرد دارد
آگوامنتی :طلسمی برای فراخوانی آب



















| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |



























